سلامی به روستای خسته و بی رمق و خالی از نشاط و شور و شوق و اشتیاق، خالی از هرگونه برانگیزاننده ماندن و حضور، ناتوان در جایگزینی خوبان, مملو از دیده های نگران به اینده، اکنده از نشانه های دلهره و ناامیدی، فراموش شده از نگاه مسولین، تا کی دل به تو خوش نمایم تا کی تو را فقط به خاطر خاطره هایم در ذهنم نگه دارم. دوستت دارم دهرود سفلی با تمام کاستی ها و درد دلهای چال شده.
نظرات شما عزیزان:
ارسال توسط ناصر پیکری